دوشنبه هفتم شهریور 1384
جريان عسل و انگشت!
جريان عسل و انگشت رو كه همه مي دونن،اين طور نيست؟حالا شده حكايت اين مهاجران كشور دوست و برادر، افغانستان .امروز يكي از روزنامه ها مطلبي به نقل از يكي از مقامات مسوول اين كشور درج كرده بود مبني بر ابراز تشكر اين كشور از ايران و ملت شريف ايران به خاطر كمك هاي انسان دوستانه به مردم افغانستان اون وقت دو صفحه اون طرف تر به اندازه نصف صفحه درباره جنايت ۸ افغاني كه يه دختر ۱۷ ساله معلول رو دزديده بودن چاپ كرده بود . تازه هنوز دادگاه اينها تموم نشده ، ۳ افغاني ديگه يه دختر ديگه اي رو با همين شرايط در محلات دزديدن!حالا متوجه رابطه انگشت و عسل شدين؟من نمي دونم چرا اين گروه از افغاني هاي كشور دوست و برادر خيال ندارن از ايران دل بكنن؟!...
نوشته شده توسط آزاده محمدحسين در ساعت 9:23 | لینک
|
یکشنبه ششم شهریور 1384
پاسخگويي
خدا رو شكر به ميمنت و مباركي اعضاي محترم كابينه هم انتخاب شدند.شكر خدا همگي هم پاسخگو و خدمتگزارن! اما بد نيست براي سنجش ميزان پاسخگويي اين عزيزان سال ديگه در چنين روزهايي دوستان عزيز مطبوعاتي از اين محترمان درباره وعده وعيدهاشون سوال كنن؛مثلا از برادري كه فرموده نرخ آب و برق رو تعديل مي كنه يا برادر ديگه اي كه مكرر تاكيد مي كنه طرفدار روزنامه نگارانه و...
انشاالله كه همه شان سربلند بيرون بيان البته به شرطي كه حرف هاي اين روزهاشون يادشون مونده باشه.
نوشته شده توسط آزاده محمدحسين در ساعت 13:30 | لینک
|
سه شنبه یکم شهریور 1384
سفر بهترين راه
مينا خانم دوست خوب ناديده ام كه اتفاقا از همراهان هميشگي وب منه گله كرده كه چرا بين نوشته هاي من وقفه افتاده كه الحق راست مي گه ؛ولي به خدا دست خودم نيست.در عالم بي خبري و بي هيجاني بايد كلي زحمت بكشم تا يه موضوع به درد بخور براي نوشتن پيدا كنم.البته مينا خانم خودش يه راه پيش پام گذاشته:سفر.اون هم از نوع بندر انزلي اي! اتفاقا به زودي سفري در پيش دارم كه حتما بعد از برگشت راجع بهش مي نويسم. البته سفر داخلي . ولي واقعا سفر يكي از بهترين راه ها براي فرار از كسالت و رخوته.اي كاش مي شد بر و بچه هاي وبلاگ نويس يه برنامه سفر مي ذاشتن و...
نوشته شده توسط آزاده محمدحسين در ساعت 11:16 | لینک
|
