شنبه سیزدهم آبان 1385
به کجا می رویم؟!!
این روزها پخش فیلمی از یک هنرپیشه جوان و متعاقب آن خود کشی او نقل خیلی از محفل هاست. گذشته از این که اصولا چنین بحث هایی جذابیت فی نفسه ای برای خیلی ها داره و حاضرن زمان زیادی رو صرف کالبد شکافی و آنالیز این جور ماجراها بکنن(!!) اما واقعیتی تلخ دل ادم رو می لرزونه.در مملکتی که دینداری و تلاش برای رعایت اصول اخلاقی و موازین انسانی از افتخارهای خیلی از اونهایی است که دستی در کار دارن، بسیار جای تاسف است که زندگی خصوصی ادم ها اینچنین بی پروا و گستاخانه ملعبه می شه .این البته به درد مزمن بی فرهنگی عصر تکنولوژی و استفاده از اون هم بر می گرده. اگه چنین اتفاقی در کشورهای غربی می افته دستکم با این استدلال توجیه داره که اولا حریم خصوصی ادم های معمولی در حد یک هنرپیشه ساده بازیچه دست نمی شه ثانیا برای ستاره های غربی هم چنین نمایش هایی چندان مهم نیست ضمن این که خیلی هم ادعای اخلاق گرایی ندارن.
...اما در مهد اخلاق گرایی و دیانت بروز چنین اتفاق هایی واقعا جای تاسف وترس داره.حالا احساس دوستانی رو که به نوعی نامی اشنا دارن ومی ترسن از حضور بی دغدغه در محافل و مجالس مختلف، کاملا درک می کنم. واقعا باید ترسید... و من چند روزی است که بیشتر از گذشته فکر می کنم وقتی "اریا"ی کوچک ما که تازه راه رفتن نیم بند رو یاد گرفته بزرگ شد از من بپرسه اخلاق یعنی چی باید چه جوابی به او بدهم؟
نوشته شده توسط آزاده محمدحسين در ساعت 8:5 | لینک
|
